چند لحظه ای فکر کنید و از خود بپرسید چگونه حرف زدن به زبان فارسی را آموختم بی آنکه چیزی دربارهی دستور زبانش بدانم؟ احتمالا کار آسانی نبوده اما عبارت «در محیط خیلی زودتر زبان یاد میگیری» شاید جواب مناسبی باشد. در مورد یاد گرفتن زبان مادری هم این حرف می تواند کاربرد داشته باشد. با توجه به آن که بخشی از زبان آموزی از طریق شنیدن و گوش دادن (حرف زدن دیگران با هم یا با خود فرد) اتفاق میافتد، شنیدن قصههای کودکانه هم به بچهها کمک میکند تا بتوانند به مکالمه در زبانی ناشناخته مسلط شوند و چیزهایی مرتبط با دستور و ساختار زبان نیز به گوش شان بخورد. اینها در قالب قصههایی میشوند که برای گروهی سنیشان مناسب است، پس زبانآموزی برایشان راحت تر هم می شود.
برای نمونه در قصههای کودکانه، گاهی جملاتی با الگوهای زبانی مشابه دائم تکرار میشوند. مثلا میگوییم: «گنجشک کجاست؟»، «گنجشک نزدیک لانهاش است؟»، «گنجشک روی درخت نشسته است؟»، «گنجشک در لانهاش است؟» و… . شاید شنیدن این جملات برای ما بی معنی و خسته کننده باشد اما کودکان با تکرار همین پرسش های ظاهرا ساده که دستور زبان و آهنگ مشابهی دارد بخشی از زبان را یاد می گیرد. شنیدن قصهی کودکانه به بچههای ۴ تا ۶ سال کمک میکند که داستانهای پیچیده تری را درک کنند و برای یاد گرفتن خواندن و نوشتن در مدرسه نیز آماده شوند.
شاید تجربه داشته باشید که در دوران بارداری خود برای جنین شعر و قصه می خواندید، شاید برای اطرافیان شما و گاها از دید خودتان کار بی فایده ای باشد اما همین که آنها مخاطب شما قرار گرفته اند ارتباط عاطفی با کودک برقرار شده است. نوزادان صفر تا دو ماهه به شنیدههای قبل از تولدشان واکنش نشان می دهند. نوپایان بین چهار تا هشت ماهگی دیگر رنگها و جزییات را به روشنی میبینند. در این هنگام وقتی برای شان با صدای بلند کتاب میخوانید نگاه تان میکنند. زمانی که برایشان ادا در میآورید و چهرهتان را متناسب با داستان تغییر میدهید به اجزای صورت و بدن تان دقت میکنند. به این ترتیب بچهها با زبان بدن آشنا میشوند و میآموزند چگونه احساسات و حالات چهرهشان را کمکم با هم هماهنگ کنند. وقتی بزرگتر شوند برای درک احساسات دیگران هم به زبان بدن آنها نیز بیشتر توجه خواهند کرد. وقتی برای نوزادان و نوپایان قصه و شعر کودکانه میخوانیم، توجه آنها را به موضوعی جلب می کنیم که برایشان ناشناخته است. وقتی لحن مان را در اجرای قصهها تغییر میدهیم، آنها میتوانند برای مدت قابل توجهی به صدای ما گوش کنند و به این ترتیب مهارت «شنیدن» را تمرین کنند. بچههایی که در سالهای ابتدای زندگیشان قصههای کودکانهی بیشتری شنیده باشند در سالهای بعد راحتتر میتوانند حرفهای دیگران را گوش کنند و تفاوت «شنیدن» و «گوش دادن» را درک کنند.در واقع شنیدن امری غیر ارادی است زمانی که امواج صوت به گوشهای ما میرسد. اما گوش دادن تحلیل، تفسیر، به خاطر سپردن و تمرکز بر چیزهایی است که آنها را میشنویم. بهتر است در خردسالی شنیدن را تمرین کنیم تا شنوندههای خوبی باشیم که بتوانیم در آینده به حرفهای خودمان و دیگران گوش کنیم. خواندن قصه ی کودکانه یکی از راههای تقویت این دو مهارت است.
هنگامی که برای کودکان قصه می گوییم و داستان می خوانیم کودکان با کلماتی مواجه می شوند که در زندگی روزمره متداول نیست، آشنایی با کلمات نا آشنا کمک می کند دامنه لغاتشان افزایش یابد وهمچنین کودکان درک کنند زبان کتاب ها با زبان خانه و مهد کودک متفاوت است، در نتیجه شاید با ساختار دقیق کلمات آشنا نباشند اما در آینده زبان گفتاری و نوشتاری را بهتر تشخیص میدهند. برای ارتباط برقرارکردن با بچهها و آموزش کلمههای جدید از کتابها استفاده کنید.
هنگامی که برای کودکان شعر یا قصه میخوانیم در حقیقت آنها را به توجه و تمرکز کردن دعوت می کنیم. برای سر درآوردن از ماجرای قصهای که میخوانید باید تمرکز کنند و برای پیدا کردن نخ داستان باید قسمتهای پیشین را به خاطر بیاورند و آنها را مثل تکه های پازل کنار هم بچینند.
همه والدین خواستار آنند که فرزندشان کتاب خوان باشند اما باید بدانیم کتاب خواندن یک عادتی که یک دفعه به وجود آید نیست بلکه باید به طور تدریجی دنبال شود پس والدین باید از کودکی برای فرزندشان کتاب داستان بخوانند. پژوهش ها نشان می دهد بچه هایی که قبل از رفتن به دبستان لذت خواندن را تجربه کردهاند، در مدرسه علاقه ی بیشتری به نوشتن و خواندن دارند.
خیلی از آدمها وقتی فیلمی را تماشا میکنند که بر اساس یک کتاب ساخته شده، حسابی توی ذوقشان میخورد. میپرسند چرا کتابش خیلی جذابتر و هیجانانگیزتر بود؟ حق با آنهاست. کتابها بخش زیادی از خلق تصاویر را بر عهدهی خودمان میگذارند. در کتاب برایمان خانهای گرم و نرم توصیف میشود که سقف زیر شیروانی دارد و پشت پنجرهاش برف میبارد. اما باقی قصه را ما در ذهن خودمان میبافیم. الان با خبیان همین چند جمله، در ذهن هر کدام از ما خانه ی متفاوتی شکل گرفته که دیدنی است و هیچ کدام شبیه آن یکی نیست. به این میگویند قوهی تخیل و خلاقیت . قصه کودکانه به بچهها این فضا را میدهند تا هرچه میخواهند در ذهنشان بسازند و خراب کنند. خلق قدرتهای خارقالعاده برای انسانها، لذتهای پایدارو گرههایی که به آسانی باز میشوند.
بعضی قصه ها برای گفتن و بعضی برای خواندن مناسب هستند. داستان هایی که توصیف در آنها بیشتر به کار رفته، مناسب خواندن هستند، همچنین باید به عوامل که در زیر اشاره می شود برای انتخاب کتاب داستان توجه کنیم.
ظاهر کتاب، تصاویر(روی جلد و داخل کتاب)، صفحه آرایی، نوع حروف،چاپ، قطع کتاب (تعداد صفحات کتاب)، نوع جنس کاغذ، جلد و صحافی، عنوان کتاب، سرفصلها و صفحه شناسنامه، باطن یا محتوا کتاب، پیام(مضمون، درون مایه، هدف)، سبک نگارش، نویسنده، شاعر، مصور، ناشر، قیمت کتاب
قصهگویی در اردو: یکی از موثرترین مکانها برای قصهگویی، فضای اردوها است. غیررسمی بودن محیط و نزدیکی به طبیعت، از عواملی است که بر خلاقیت دوجانبهای که در قصهگویی.
قصهگویی کتابخانهای: در این نوع، کتابداران در ساعات منظم و خاصی در کتابخانه برای کودکان قصه میگویند. تعیین دقیق این مساله که کدام کتابدار کودک، نخست این اندیشه را مطرح کرده، غیرممکن است.
قصهگویی تماشاخانهای: آنچه این قصه گویی را متمایز می کند، که در ساختمان هایی مانند تماشا خانه های واقعی به اجرا در می آیند. این قصهگویی به دشواری از تئاتر به مفهوم حقیقی آن جداشدنی است.
قصهگویی مذهبی: قصههایی است که مقامات و رهبران رسمی یک گروه مذهبی، به جای قوانین برای تشریح و ترویج مذهبشان به کار میبرند.
قصهگویی نقالانه: نوعی قصهگویی است که کارش خلق و یا اجرای حکایتهای شفاهی شاعرانه است و به نقل حوادث تاریخی یا ستایش نیاکان و رهبران کنونی یک گروه قبیلهای، فرهنگی و یا ملی میپردازد. نقلکننده، معمولاً نه ضرورتاً به هنگام اجرا با یک آلت موسیقی که خودش و یا دیگران مینوازد، همراهی میشود.
قصهگویی قومی: این نوع از قصهگویی، قابل اجرا در خانه، ضمن کار گروهی، گردهمایی اجتماعی، خیابان و بازارها بوده است. قصهگویی در خانه، یکی از جهانیترین تجربههای انسانی است.
بسیاری از تحقیقات نشان می دهد مغز انسان با قصه گویی پیچیده بیشتر از حقایق ساده ی منطقی ارتباط برقرار می کند
در هر فرهنگی در دنیا یک داستان سیندرلا وجود دارد
انیشتین می گوید : اگر می خواهید فرزندانتان باهوش شوند برایشان قصه های پریان بخوانید
اگر می خواهید بیشتر باهوش شوند برایشان بیشتر قصه یپریان بخوانید
در دانشگاه South Wales مقطع PHDقصه گویی ارائه می شود
قصه گویی یک هنر بسیار قدیمی است.
همه ی انسان ها در هنر قصه گویی مهارت دارند
فریبا کلهر: «قصههای یک دقیقهای»، «۷۰ قصه قد و نیم قد برای کودکان»، «نجار شهر هیولاها» و «من همانم من همانم»
افسانه شعبان نژاد: «در قلب من»، «شعر خونه ما»، «لالا گلدون لالا ماهی»، «قارقار»، «ماه تی تی کلاه تی تی»
مصطفی رحمن دوست: «فوت کوزهگری»، «ترانههای نوازش»، «ترانههای نیایش»، «لالاییها»، مجموعه شعرهای «قصههای پنج انگشت»
مهدی آذر یزدی: «قصههای خوب برای بچههای خوب»، «حکایت پیر قصهگو»، «گلستان و ملستان»، «کلیله و دمنه»، «عاشق کتاب و بخاری کاغذی»
غلامرضا امامی: ترجمه داستان« پینوکیو»،«سه قصه»، «آی ابراهیم»، «راز قلعه»، «قصه قلعه»، «آنها زندهاند»، «آفتابپرست» و غیره
منوچر احترامی: «دویدم و دویدم»، «حسنی نگو یه دسته گل»، «مهمانهای ناخوانده»، «خروس نگو یه ساعت»، «فیل اومد آب بخوره»، «خرس و کوزه عسل» و «دزده و مرغ فلفلی»